در ماههای اخیر، خبرهایی درباره تمایل یا آمادگی شرکتهایی مانند Mercedes-Benz، Volkswagen و برخی خودروسازان آمریکایی برای ورود به حوزه تولیدات نظامی منتشر شده؛ اخباری که در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد، اما در واقع بخشی از یک تحول عمیقتر در اقتصاد و سیاست جهانی است.
این اتفاق تنها یک تصمیم تجاری ساده نیست، بلکه نشانهای از تغییر مسیر اقتصاد جهانی در دوران پساجهانیسازی، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و بازگشت فضای جنگ سردگونه میان قدرتهای بزرگ محسوب میشود. اکنون بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند تنها بر تجارت آزاد، زنجیرههای تامین جهانی و وابستگی متقابل اقتصادی تکیه کنند.
جنگ اوکراین؛ نقطه آغاز بازتسلیح اروپا
در اروپا، جنگ اوکراین نقطه عطف مهمی بود. کشورهای اروپایی پس از دههها کاهش هزینههای دفاعی، ناگهان دریافتند که ذخایر تسلیحاتی و توان تولید نظامی آنها برای یک بحران طولانیمدت کافی نیست. ارتشهای اروپایی با کمبود مهمات، خودروهای زرهی و تجهیزات لجستیکی مواجه شدند و دولتها مجبور شدند میلیاردها یورو بودجه دفاعی جدید تصویب کنند.
همین مسئله صنایع نظامی را به یکی از سودآورترین بخشهای اقتصادی اروپا تبدیل کرد. شرکتهای دفاعی با موجی از سفارشهای تازه روبهرو شدند و دولتها نیز به دنبال افزایش سریع ظرفیت تولید نظامی رفتند؛ ظرفیتی که بدون کمک صنایع بزرگ غیرنظامی امکانپذیر نبود.
بحران صنعت خودرو و جذابیت قراردادهای نظامی
در چنین فضایی، شرکتهایی مانند Mercedes-Benz و Volkswagen که سالها با بحرانهای ساختاری در صنعت خودرو دستوپنجه نرم میکردند، به تدریج به سمت بازار دفاعی نگاه کردند.
صنعت خودرو در اروپا و آمریکا در سالهای اخیر تحت فشار شدیدی قرار داشته است؛ از یک سو رقابت سنگین چین در بازار خودروهای برقی سودآوری شرکتهای غربی را کاهش داده و از سوی دیگر، هزینههای سنگین گذار به فناوریهای الکتریکی و هوشمند فشار بیسابقهای بر کارخانهها وارد کرده است.
برخی خطوط تولید با کاهش ظرفیت یا حتی خطر تعطیلی مواجه شدهاند و همین موضوع باعث شده قراردادهای دفاعی برای بسیاری از خودروسازان به یک فرصت اقتصادی جذاب تبدیل شود. قراردادهای نظامی معمولا بلندمدت، تضمینشده و مبتنی بر حمایت مستقیم دولتها هستند؛ ویژگیای که در شرایط بیثبات اقتصادی برای شرکتهای صنعتی بسیار ارزشمند است.
برخلاف بازار خودروهای مصرفی که وابسته به رکود، تورم و تغییر سلیقه مشتریان است، صنایع دفاعی معمولا از حمایت پایدار دولتها برخوردارند و همین مسئله ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
اقتصاد جنگ؛ تجربهای که جهان قبلا دیده است
ورود خودروسازان به صنایع نظامی موضوع تازهای نیست. تاریخ نشان میدهد که در دوران جنگهای بزرگ، صنایع غیرنظامی بارها به خدمت اقتصاد جنگ درآمدهاند.
مشهورترین نمونه آن به جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ زمانی که کارخانههای خودروسازی آمریکا و اروپا تقریبا به طور کامل به خطوط تولید جنگی تبدیل شدند. Ford، General Motors و Chrysler در آمریکا تانک، کامیون نظامی، موتور هواپیما و تجهیزات جنگی تولید میکردند و بخش بزرگی از توان صنعتی غرب در خدمت جنگ قرار گرفته بود.
در آن دوران حتی تولید خودروهای شخصی در آمریکا تقریبا متوقف شد و کارخانهها به شکل شبانهروزی برای تامین نیازهای نظامی فعالیت میکردند. بسیاری از مورخان معتقدند برتری صنعتی آمریکا در جنگ جهانی دوم یکی از عوامل اصلی پیروزی متفقین بود.
اکنون نیز برخی تحلیلگران میگویند جهان در حال بازگشت به نوعی «اقتصاد بسیج صنعتی» است؛ با این تفاوت که این بار محور اصلی آن فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی، پهپادها و سیستمهای خودران خواهد بود.
وقتی صنعت خودرو و صنایع دفاعی به هم نزدیک میشوند
نکته مهم اینجاست که صنعت خودرو و صنایع دفاعی از نظر فنی فاصله چندانی با یکدیگر ندارند. خودروسازان بزرگ در زمینه تولید انبوه، مهندسی مکانیک، زنجیره تامین پیچیده، سامانههای الکترونیکی و فناوریهای هوشمند تجربه گستردهای دارند؛ قابلیتهایی که دقیقا در صنایع نظامی نیز موردنیاز است.
بسیاری از فناوریهایی که امروز در خودروهای مدرن استفاده میشود ــ از حسگرها و سیستمهای هوشمند گرفته تا هوش مصنوعی و ارتباطات پیشرفته ــ کاربرد مستقیم نظامی نیز دارند.
به همین دلیل، مرز میان صنایع غیرنظامی و نظامی روزبهروز کمرنگتر میشود. خودروهای خودران، رباتیک صنعتی، سیستمهای هدایت هوشمند و حتی باتریهای پیشرفته میتوانند هم در خودروهای شهری و هم در تجهیزات نظامی استفاده شوند.
به بیان دیگر، بخشی از رقابت صنعتی آینده جهان نه فقط بر سر خودروهای برقی، بلکه بر سر فناوریهای «دوگانه» خواهد بود؛ فناوریهایی که هم کاربرد تجاری دارند و هم نظامی.
حساسیت تاریخی اروپا نسبت به بازگشت صنایع نظامی
بازگشت خودروسازان به صنایع دفاعی در اروپا حساسیتهای تاریخی مهمی نیز ایجاد کرده است. در آلمان، نامهایی مانند Mercedes-Benz و Volkswagen یادآور دوران جنگ جهانی دوم و اقتصاد جنگی آلمان نازی هستند.
همین موضوع باعث شده برخی رسانهها و تحلیلگران اروپایی درباره «نظامیشدن دوباره صنعت اروپا» هشدار دهند. بسیاری معتقدند اروپا که پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرده بود هویت اقتصادی و صنعتی خود را بر پایه تجارت، رفاه و همکاری بینالمللی بازسازی کند، اکنون دوباره به سمت امنیتمحوری و اقتصاد دفاعی حرکت میکند.
اقتصاد جهان به کدام سمت میرود؟
از منظر اقتصادی، این روند میتواند پیامدهای متناقضی داشته باشد. در کوتاهمدت، افزایش بودجههای دفاعی احتمالا موجب رونق صنایع سنگین، ایجاد اشتغال و احیای برخی کارخانههای در آستانه تعطیلی خواهد شد.
شرکتهای دفاعی اروپایی در حال حاضر رشد کمسابقهای را تجربه میکنند و ارزش سهام بسیاری از آنها جهش کرده است. دولتها نیز امیدوارند با توسعه صنایع دفاعی، وابستگی خود به واردات خارجی را کاهش دهند و زنجیرههای تامین استراتژیک را در داخل کشور حفظ کنند.
اما در بلندمدت، نگرانیهای جدی نیز وجود دارد. افزایش نظامیگری معمولا به معنای افزایش هزینههای دولتی، رشد بدهیها و کاهش سرمایهگذاری در حوزههایی مانند رفاه اجتماعی، آموزش و محیط زیست است.
برخی اقتصاددانان هشدار میدهند که اگر رقابت تسلیحاتی میان قدرتهای بزرگ تشدید شود، جهان ممکن است وارد دورهای شود که در آن بخش بزرگی از منابع اقتصادی صرف رقابتهای امنیتی شود؛ وضعیتی که شباهت زیادی به دوران جنگ سرد خواهد داشت.
آینده؛ دنیایی امنیتمحورتر و صنعتیتر
گسترش پیوند میان صنایع فناوری و صنایع دفاعی میتواند آینده جهان را نیز تغییر دهد. هوش مصنوعی، پهپادها، رباتیک و سامانههای خودکار اکنون به مهمترین عرصه رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شدهاند و خودروسازان نیز به دلیل سرمایهگذاری گسترده در این فناوریها، به بخشی از این رقابت بدل شدهاند.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند صنعت خودرو در دهه آینده دیگر صرفا یک صنعت حملونقل نخواهد بود، بلکه بخشی از زیرساخت امنیتی و تکنولوژیک کشورها محسوب میشود.
در نهایت، ورود دوباره غولهای خودروسازی به حوزه دفاعی را باید نشانه تغییری عمیقتر در نظم جهانی دانست؛ تغییری که در آن امنیت ملی، رقابت ژئوپلیتیکی و استقلال صنعتی بار دیگر به اولویت اصلی دولتها تبدیل شده است.
شاید مهمترین پیام این تحول آن باشد که جهان آرامآرام از عصر «اقتصاد جهانیشده مبتنی بر مصرف» فاصله میگیرد و به سمت دورانی حرکت میکند که در آن قدرت صنعتی و توان دفاعی دوباره به مهمترین شاخصهای قدرت کشورها تبدیل خواهد شد.




نظر شما